Difference between revisions 67754 and 70614 on fawikisource

{{سرصفحه داستان
 | عنوان = شهرقصه
 | قسمت =
 | قبلی = [[درگاه:ادبیات و زبان|ادبیات و زبان]]
 | بعدی = 
 | میانبر =
 | یادداشت =  
}}
(contracted; show full)
<br /> - شما از اون آفا شکایت دارین؟
<br /> - چه جورم.
<br /> - از کار خراطی رضایت دارین.
<br /> - نه قربون. این روزه روز هر چیزی فابریک شده. از چپق و کوزه و قلیون بگیر تا چوب سیگار همش پلاستیک شده. هر جا می ری پلاسکو، هر جا می ری ملامین. ای آفا دکون خراطی دیگه تخته شد.
<br /> - پس تو چرا به خراطی چسبیدی؟ چرا نمی ری دنبال یه کار خوب. یه شغل نون و آب دار. تو هم برو جنس پلاستیک بساز.
<br /> - خب آخه من خراطی رو دوست دارم.
<br /> - خیلی خری.
<br /> - معلومه...
خری که خراط نباشه، قاطره

== شعرخوانی عاشق ==

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه<br />
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه<br />
هر چی من بهش نصیحت می کنم<br />
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه<br />
(contracted; show full)
خراط: چه طور شد؟ نفهمیدم. پس یعنی می فرمایید بنده و زنم برای سرکار شدیم لابراتوار. بگیرم هم چی بکوبم تو مخش.
فیل: نه آقا ببخشیدش. ولش کنید. 
رمال: صلوات بفرستید.
خراط: لا اله الا الله.
ملا: لا اله الا الله.

[[رده:نمایشنامه‌ها]]
[[رده:نوشتارهای نیمه‌کاره]]