Difference between revisions 67933 and 67935 on fawikisource

با نام خدا، رحمتگر، بخشایشگر

آن (رویداد) انجام شدنی. (۱)

چه (رویداد) انجام شدنی‌ئی! (۲)

براستی که آن خواهد شد. (۳)

ثمود و عاد آن رویداد کوبنده را دروغ شمردند. (۴)

و اما ثمود، (زلزله‌ای) ویرانگر آن‌ها را نابود کرد. (۵)

و اما عاد، توفانی شدید و بی‌وقفه آنان را نابود کرد. (۶)

او آن را هفت شب و هشت روز، به شدت بر آن‌ها رها کرد.
مردم را می‌دیدی که مانند تنه‌های پوک نخل به هر سو پرت می‌شدند. (۷)

آیا می‌توانی هیچ اثری از آن‌ها بیابی؟ (۸)

فرعون، و بعضی دیگر که پیش از او بودند، و گناهکاران (سدوم) بزهکار بودند. (۹)

و از رسول پروردگارشان نافرمانی کردند. در نتیجه، او آن‌ها را به عذابی ویرانگر دچار کرد. (۱۰)

آن سیل، ویرانگر بود، از اینرو شما را در (مرکبی) شناور حمل کردیم. (۱۱)

و آن را عبرتی برای شما کردیم، تا هر گوش شنوایی به آن پی ببرد. (۱۲)

هنگامی که در صور یک بار دمیده شود. (۱۳)

زمین و کوه‌ها از جا کنده می‌شوند و در هم می‌شکنند؛ و یکسره از هم می‌پاشند. (۱۴)

در آن روز است که آن رویداد برگشت‌ناپذیر روی می‌دهد. (۱۵)

آسمان می‌شکافد، و از هم گسیخته می‌شود. (۱۶)

فرشتگان همه جا خواهند بود، و عرش پروردگار تو آنگاه هشت (جهان) را در برمی‌گیرد. (۱۷)

در آن روز، شما افشا می‌شوید. چیزی درباره شما پنهان نمی‌ماند. (۱۸)

آنکس که نامه اعمالش را با دست راستش دریافت کند، خواهد گفت، «بیایید پرونده‌ام را بخوانید. (۱۹)

من معتقد بودم که حساب پس خواهم داد.» (۲۰)

او سزاوار آن است که شادمانه زندگی کند. (۲۱)

در بهشتی برین. (۲۲)

میوه‌هایش در دسترس است. (۲۳)

بخورید و بیاشامید، نوش جان و گوارا باد، این بخاطر کارهایی است که در روزگار پیشین انجام دادید. (۲۴)

کسی که کارنامه‌اش به دست چپش داده شود، خواهد گفت، «آه، ای کاش هیچگاه کارنامه‌ام به من داده نمی‌شد. (۲۵)

ای کاش هرگز حساب خود را نمی‌دانستم. (۲۶)

ای کاش مرگ من همیشگی بود. (۲۷)

با پول هم نمی‌توانم کاری بکنم. (۲۸)

هر قدرتی که داشتم از دست رفت. » (۲۹)

او را بگیرید و به زنجیر بکشید. (۳۰)

و در دوزخ بسوزانید. (۳۱)

او را به زنجیری که طولش هفتاز بازو است، ببندید. (۳۲)

زیرا او به خدای بزرگ ایمان نیاورد. (۳۳)

و دیگران را به اطعام مستمندان تشویق نکرد. (۳۴)

در نتیجه، او در اینجا دوستی ندارد. (۳۵)

و نه غذایی، جز انواع چیزهای تلخ. (۳۶)

غذایی برای گناهکاران. (۳۷)

سوگند می‌خورم به آنچه می‌بینید. (۳۸)

و به آنچه نمی‌بینید. (۳۹)

این گفتار رسولی محترم است. (۴۰)

نه گفته یک شاعر؛ چه کم ایمان می‌آورید. (۴۱)

این از سوی پروردگار جهان وحی می‌شود. (۴۳)

اگر او چیز دیگری از قول ما درس می‌داد. (۴۴)

او را تنبیه می‌کردیم. (۴۵)

و وحی را بر او متوقف می‌کردیم. (۴۶)

و هیچیک از شما نمی‌توانست او را یاری دهد. (۴۷)

این برای پرهیزگاران یک یادآوری است. (۴۸)

ما می‌دانیم؛ بعضی از شما منکر آن هستید. (۴۹)

برای کافران چیزی جز تأسف نیست. (۵۰)

این حقیقت مطلق است. (۵۱)

بنابراین، نام پروردگار عظیم خود را تسبیح گوی. (۵۲)