Difference between revisions 71956 and 71958 on fawikisource

'''کتاب چهارم - دیات'''
= باب اول - تعریف دیه و موارد آن =جان عمه تون الكي ويرايش نكنيد <blockquote></blockquote>
== ماده ۲۹۴ ==
دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی‌علیه یا به ولی یا اولیای دم او داده می‌شود.

== ماده ۲۹۵ ==
در موارد زیر دیه پرداخت نمی‌شود:

'''الف-''' قتل یا جرح یا نقص عضو که به طور خطای محض واقع می‌شود و آن در صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به ‌مجنی ‌علیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را، مانند آن که تیری را به قصد شکاری رها کند و به شخصی برخورد نماید.

(contracted; show full)

== ماده ۲۹۹ ==
دیه‌ی قتل در صورتی که صدمه و فوت هر دو در یکی از چهار ماه حرام (رجب‌، ذیقعده‌، ذیحجه‌، محرم‌) و یا در حرم مکه معظمه واقع شود علاوه بر یکی از موارد شش‌گانه مذکور در ماده ۲۹۷ به عنوان تشدید مجازات باید یک سوم هر نوعی که انتخاب کرده ‌است اضافه شود و سایر امکنه و ازمنه هر چند متبرک باشند دارای این حکم نیستند.

'''تبصره:''' حکم فوق در مواردی که مقتول از اقارب قاتل باشد جاری نمی‌گردد.

== ماده ۳۰۰ ==

دیه‌ی قتل زن مسلمان خواه عمدی و خواه غیرعمدی، نصف دیه مرد مسلمان است‌.

== ماده ۳۰۱ ==
دیه‌ی زن و مرد یکسان است تا وقتی که مقدار دیه به ثلث دیه کامل برسد در آن صورت دیه زن نصف دیه مرد است‌.

= باب سوم - مهلت پرداخت دیه =
== ماده ۳۰۲ ==
مهلت پرداخت دیه در موارد مختلف از زمان وقوع قتل به ترتیب زیر است‌:

'''الف-''' دیه‌ی قتل عمد باید در ظرف یک سال پرداخت شود.

'''ب-''' دیه‌ی قتل شبیه عمد در ظرف دو سال پرداخت می‌شود.

'''ج-''' دیه‌ی قتل خطای محض در ظرف سه سال پرداخت می‌شود.

'''تبصره ۱:''' تأخیر از این مهلت‌ها بدون تراضی طرفین جایز نیست‌.

'''تبصره ۲:''' دیه‌ی قتل جنین و نیز دیه‌ی نقص عضو یا جرح به ترتیب فوق پرداخت می‌شود.

== ماده ۳۰۳ ==
اگر قاتل در شبیه عمد در مدت معین قادر به پرداخت نباشد به او مهلت مناسب داده می‌شود.

= باب چهارم - مسئول پرداخت دیه‌ =
== ماده ۳۰۴ ==
در قتل عمد و شبه‌عمد مسئول پرداخت دیه خود قاتل است‌.

== ماده ۳۰۵ ==
در قتل خطای محض در صورتی که قتل با بینه یا قسامه یا علم قاضی ثابت شود پرداخت دیه به عهده عاقله است و اگر با اقرار قاتل یا نکول او از سوگند یا قسامه ثابت شد به عهده خود اوست‌.

== ماده ۳۰۶ ==
(contracted; show full)

== ماده ۳۳۹ ==
هر گاه کسی در معبر عام یا هر جای دیگری که تصرف در آن مجاز نباشد چاهی بکند یا سنگ یا چیز لغزنده‌ای بر سر راه ‌عابران قرار دهد یا هر عملی که موجب آسیب یا خسارت عابران گردد انجام دهد عهده‌دار دیه یا خسارت خواهد بود؛ ولی اگر این اعمال در ملک خود یا در جایی که تصرفش در آن مجاز است واقع شود عهده‌دار دیه یا خسارت نخواهد بود.


{{موافق}}= باب هفتم - تسبیب در جنایت =


== ماده ۳۴۰ ==
هرگاه کسی در ملک دیگری با اذن او یکی از کارهای مذکور در ماده ۳۳۹ را انجام دهد و موجب آسیب یا خسارت شخص ‌ثالث شود عهده‌دار دیه یا خسارت نمی‌باشد.

== ماده ۳۴۱ ==
هرگاه در معبر عام عملی به مصلحت عابران انجام شود که موجب وقوع جنایت یا خسارتی گردد، مرتکب ضامن دیه و خسارت نخواهد بود.

== ماده ۳۴۲ ==
هرگاه کسی یکی از کارهای مذکور ماده ۳۳۹ را در منزل خود انجام دهد و شخصی را که در اثر نابی
هرگاه کسی یکی اننایی یا تاریکی آگاه به آن‌ نیست به منزل خود بخواند، عهده‌دار دیه و خسارت خواهد بود و اگر آن شخص بدون اذن صاحب منزل یا با اذنی که قبل از انجام اعمال‌مذکور از صاحب منزل گرفته است وارد شود و صاحب منزل مطلع نباشد، عهده‌دار هیچ ‌گونه دیه یا خسارت نمی‌باشد.

== ماده ۳۴۳ ==
هرگاه در اثر یکی از عوامل طبیعی مانند سیل و غیره یکی از چیزهای فوق حادث شود و موجب آسیب و خسارت گردد هیچ‌کس ضامن نیست گرچه تمکن برطرف کردن آنها را داشته باشد؛ و اگر سیل یا مانند آن چیزی را به همراه آورد و کسی آن را به جایی‌ مانند محل اول یا بدتر از آن قرار دهد، عهده‌دار دیه و خسارت‌های وارده خواهد بود و اگر آن را از وسط جاده بردارد و به گوشه‌ای برای‌ مصلحت عابرین قرار دهد عهده‌دار چیزی نمی‌باشد.

== ماده ۳۴۴ ==
هرگاه کسی در ملک دیگری عدوانا یکی از کارهای مذکور در ماده ۳۳۹ را انجام دهد و شخص ثالثی که عدوانا وارد آن ملک‌ شده آسیب ببیند عامل عدوانی عهده‌دار دیه و خسارت می‌باشد.

== ماده ۳۴۵ ==
هرگاه کسی کالایی را که به منظور خرید و فروش عرضه می‌شود یا وسیله نقلیه‌ای را در معبر عام قرار دهد و موجب‌خسارت گردد عهده‌دار آن خواهد بود مگر آنکه مصلحت عابران ایجاب کرده باشد که آنها را موقتا در معبر قرار دهد.

== ماده ۳۴۶ ==
هرگاه کسی چیز لغزنده‌ای را در معبر بریزد که موجب لغزش رهگذر گردد عهده‌دار دیه و خسارت خواهد بود مگر آنکه‌رهگذر بالغ عاقل یا ممیز عمدا با اینکه می‌تواند روی آن پا نگذارد به روی آنها پا بگذارد.

== ماده ۳۴۷ ==
هرگاه کسی چیزی را بر روی دیوار خود قرار دهد و در اثر حوادث پیش‌بینی نشده به معبر عام بیفتد و موجب خسارت شود عهده‌دار نخواهد بود مگر آنکه آن را طوری گذاشته باشد که عادتا ساقط می‌شود.

== ماده ۳۴۸ ==
هرگاه ناودان یا بالکن منزل و امثال آنکه قرار دادن آن در شارع عام مجاز نبوده و در اثر سقوط موجب آسیب یا خسارت شود مالک آن منزل عهده‌دار خواهد بود و اگر نصب و قرار دادن آن مجاز بوده و اتفاقا سقوط کند و موجب آسیب یا خسارت گردد مالک منزل‌ عهده‌دار آن نخواهد بود.

== ماده ۳۴۹ ==
هرگاه کسی در ملک خود یا ملک مباح دیگری دیواری را با پایه محکم بنا کرده لکن در اثر حادثه پیش‌بینی نشده مانند زلزله‌ سقوط کند و موجب خسارت گردد صاحب آن عهده‌دار خسارت نمی‌باشد و همچنین اگر آن دیوار را به سمت ملک خود بنا نموده که اگر سقوط کند طبعا در ملک او سقوط خواهد کرد لکن اتفاقا به سمت دیگری سقوط کند و موجب آسیب یا خسارت شود صاحب آن‌ عهده‌دار چیزی نخواهد بود.

== ماده ۳۵۰ ==
هرگاه دیواری را در ملک خود به طور معتدل و بدون میل به یک طرف بنا نماید لکن تدریجا مایل به سقوط به سمت ملک ‌دیگری شود، اگر قبل از آنکه صاحب دیوار تمکن اصلاح آن را پیدا کند ساقط شود و موجب آسیب یا خسارت گردد چیزی بر عهده‌ صاحب دیوار نیست و اگر بعد از تمکن از اصلاح‌، با سهل‌انگاری سقوط کند و موجب خسارت شود مالک آن ضامن می‌باشد.

== ماده ۳۵۱ ==
هرگاه کسی دیوار دیگری را منحرف و مایل به سقوط نماید آنگاه دیوار ساقط شود و موجب آسیب یا خسارت گردد آن‌ شخص عهده‌دار خسارت خواهد بود.

== ماده ۳۵۲ ==
هرگاه کسی در ملک خود به مقدار نیاز یا زاید بر آن آتش روشن کند و بداند که به جایی سرایت نمی‌کند و عادتا نیز سرایت ‌نکند لکن اتفاقا به جای دیگر سرایت کند و موجب تلف یا خسارت شود ضامن نخواهد بود.

== ماده ۳۵۳ ==
هرگاه کسی در ملک خود آتش روشن کند که عادتا به محل دیگر سرایت می‌نماید یا بداند که به جای دیگر سرایت خواهدکرد و در اثر سرایت موجب تلف یا خسارت شود عهده‌دار آن خواهد بود گرچه به مقدار نیاز خودش روشن کرده باشد.

(contracted; show full)هر گاه بر اثر ایجاد سببی دو نفر تصادم کنند و به علت تصادم کشته شوند یا آسیب ببینند سبب ضامن خواهد بود.

= باب نهم - دیه اعضا =
== ماده ۳۶۷ ==
هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعاً مقدار خاصی به عنوان دیه برای آن تعیین نشده باشد جانی باید ارش بپردازد.

== فصل اول - دیه مو ==
=== ماده ۳۶۸ ===
  
هر گاه کسی موی سر یا صورت مردی را طوری از بین ببرد که دیگر نروید عهده‌دار دیه‌ی کامل خواهد بود و اگر دوباره بروید نسبت به موی سر ضامن ارش است و نسبت به ریش ثلث دیه‌ی کامل را عهده‌دار خواهد بود. من پسر خوبيم


/

=== ماده ۳۶۹ ===  
هر گاه کسی موی سر زنی را طوری از بین ببرد که دیگر نروید، ضامن دیه کامل زن می‌باشد و اگر دوباره بروید عهده‌دار مهرالمثل خواهد بود و در این حکم فرقی میان کوچک و بزرگ نیست‌.

'''تبصره:''' اگر مهرالمثل بیش از دیه کامل باشد فقط به مقدار دیه‌ی کامل پرداخت می‌شود. //.

=== ماده ۳۷۰ ===  
هر گاه مقداری از موهای از بین رفته دوباره بروید و مقدار دیگر نروید، نسبت مقداری که نمی‌روید با تمام سر ملاحظه‌ می‌شود و دیه به همان نسبت دریافت می‌گردد.

=== ماده ۳۷۱ ===  
تشخیص روییدن مجدد مو و نروییدن آن با خبره است و اگر طبق نظر خبره دیه یا ارش پرداخت شده و بعد از آن دوباره ‌رویید باید مقدار زاید بر ارش به جانی مسترد شود.

=== ماده ۳۷۲ ===  
دیه‌ی موهای مجموع دو ابرو در صورتی که هرگز نروید پانصد دینار است و دیه‌ی هر کدام دویست و پنجاه دینار و دیه‌ی هر مقدار از یک ابرو به همان نسبت خواهد بود و اگر دوباره روییده شود در همه‌ی موارد ارش است و اگر مقداری از آن دوباره روییده شود و مقدار دیگر هرگز نروید نسبت به آن مقدار که مجدداً روییده شود ارش است و نسبت به آن مقدار که روییده نمی‌شود دیه با احتساب مقدار مساحت تعیین می‌شود.

=== ماده ۳۷۳ ===  
از بین بردن موهای ‌پلک ‌چشم موجب ‌ارش ‌است خواه دوباره بروید خواه نروید و خواه تمام آن باشد و خواه بعض آن‌.

=== ماده ۳۷۴ ===  
از بین بردن مو در صورتی موجب دیه یا ارش می‌شود که به تنهایی باشد نه با از بین بردن عضو یا کندن پوست و مانند آن که‌ در این موارد فقط دیه‌ی عضو قطع‌شده یا مانند آن پرداخت می‌گردد.

<ref name=""/>== فصل دوم - دیه چشم ==

=== ماده ۳۷۵ ===  
از بین بردن دو چشم سالم موجب دیه‌ی کامل است و دیه‌ی هر کدام از آن‌ها نصف دیه‌ی کامل خواهد بود.

'''تبصره:''' تمام چشم‌هایی که بینایی دارند در حکم فوق یکسانند گر چه از لحاظ ضعف و بیماری و شبکوری و لوچ بودن با یکدیگر فرق داشته باشند.

=== ماده ۳۷۶ ===  
چشمی که در سیاهی آن لکه‌ی سفیدی باشد اگر مانع دیدن نباشد دیه‌ی آن کامل است و اگر مانع مقداری از دیدن باشد به طوری که تشخیص ممکن باشد به همان نسبت از دیه کاهش می‌یابد و اگر به طور کلی مانع دیدن باشد در آن ارش است نه دیه‌.

=== ماده ۳۷۷ ===  
دیه‌ی چشم کسی که دارای یک چشم سالم و بینا باشد و چشم دیگرش نابینای مادرزاد بوده یا در اثر بیماری یا علل غیرجنایی ‌از دست رفته باشد دیه کامل است و اگر چشم دیگرش را در اثر قصاص یا جنایتی از دست داده باشد دیه آن نصف دیه است‌.

=== ماده ۳۷۸ ===  
کسی که دارای یک چشم بینا و یک چشم نابینا است دیه چشم نابینای او ثلث دیه کامل است خواه چشم او مادرزاد نابینا بوده است یا در اثر جنایت نابینا شده باشد.

=== ماده ۳۷۹ ===  
دیه‌ی مجم
خهلذبطططزییبب 
0002221111وع چهار پلک دو چشم دیه‌ی کامل خواهد بود و دیه‌ی پلک‌های بالا ثلث دیه‌ی کامل و دیه‌ی پلک‌های پایین نصف دیه‌ی کامل است‌.

== فصل سوم - دیه بینی ==
=== ماده ۳۸۰ ===  
از بین بردن تمام بینی دفعتاً یا نرمه‌ی آن که پایین قصب و استخوان بینی است موجب دیه‌ی کامل است و از بین بردن مقداری از نرمه‌ی بینی موجب همان نسبت دیه می‌باشد.

=== ماده ۳۸۱ ===  
از بین بردن مقداری از استخوان بینی بعد از بریدن نرمه‌ی آن موجب دیه‌ی کامل و ارش می‌باشد.

=== ماده ۳۸۲ ===  
اگر با شکستن یا سوزاندن یا امثال آن بینی را فاسد کنند در صورتی که اصلاح نشود موجب دیه‌ی کامل است و اگر بدون عیب جبران شود موجب یک‌صد دینار می‌باشد.

=== ماده ۳۸۳ ===  
فلج کردن بینی موجب دو ثلث دیه کامل است و از بین بردن بینی فلج موجب ثلث دیه کامل می‌باشد.

=== ماده ۳۸۴ ===  
از بین بردن هر یک از سوراخ‌های بینی موجب ثلث دیه کامل است و سوراخ کردن بینی به طوری که هر دو سوراخ و پرده ‌فاصل میان آن پاره شود یا آن‌که آن را سوراخ نماید در صورتی که باعث از بین رفتن آن نشود موجب ثلث دیه کامل است و اگر جبران و اصلاح شود موجب خمس دیه می‌باشد.

=== ماده ۳۸۵ ===  
دیه‌ی از بین بردن نوک بینی که محل چکیدن خون است نصف دیه کامل می‌باشد.

== فصل چهارم - دیه گوش ==
=== ماده ۳۸۶ ===  
از بین بردن مجموع دو گوش دیه‌ی کامل دارد و از بین بردن هر کدام نصف دیه‌ی کامل و از بین بردن مقداری از آن موجب دیه‌ی ‌همان مقدار با رعایت نسبت به تمام گوش خواهد بود.

=== ماده ۳۸۷ ===  
از بین بردن نرمه‌ی گوش ثلث دیه‌ی آن گوش را دارد و از بین بردن قسمتی از آن موجب دیه‌ی به همان نسبت خواهد بود.

=== ماده ۳۸۸ ===  
پاره کردن گوش ثلث دیه دارد.

=== ماده ۳۸۹ ===  
فلج کردن گوش دو ثلث دیه و بریدن گوش فلج ثلث دیه را دارد.

'''تبصره:''' هر گاه آسیب رساندن به گوش به حس شنوایی سرایت کند و به آن آسیب رساند یا موجب سرایت به استخوان و شکستن آن شود برای هر کدام دیه‌ی جداگانه‌ای خواهد بود.

=== ماده ۳۹۰ ===  
گوش سالم و شنوا و گوش کر در احکام مذکور در موارد فوق یکسانند.

== فصل پنجم - دیه لب ==
=== ماده ۳۹۱ ===  
از بین بردن مجموع دو لب دیه‌ی کامل دارد و از بین بردن هر کدام از لب‌ها نصف دیه کامل و از بین بردن هر مقداری از لب موجب دیه‌ی همان مقدار با رعایت نسبت به تمام لب خواهد بود.

=== ماده ۳۹۲ ===  
جنایتی که لب‌ها را جمع کند و در اثر آن دندان‌ها را نپوشاند موجب مقداری است که حاکم آن را تعیین می‌نماید.

=== ماده ۳۹۳ ===  
جنایتی که موجب سست شدن لب‌ها بشود به طوری که با خنده و مانند آن از دندان‌ها کنار نرود موجب دو ثلث دیه‌ی کامل می‌باشد.

=== ماده ۳۹۴ ===  
از بین بردن لب‌های فلج و بی‌حس ثلث دیه دارد.

=== ماده ۳۹۵ ===  
شکافتن یک یا دو لب به طوری که دندان‌ها نمایان شوند موجب ثلث دیه‌ی کامل است و در صورت اصلاح و خوب شدن خمس دیه‌ی کامل خواهد بود.

== فصل ششم - دیه زبان ==

=== ماده ۳۹۶ ===  
از بین بردن تمام زبان سالم یا لال کردن انسان سالم یا ضربه مغزی و مانند آن دیه‌ی کامل دارد و بریدن تمام زبان لال ثلث دیه‌ی کامل خواهد بود.

=== ماده ۳۹۷ ===  
از بین بردن مقداری از زبان لال موجب دیه‌ی همان مقدار با رعایت نسبت به تمام زبان خواهد بود ولی دیه‌ی قسمتی از زبان‌ سالم به نسبت از دست دادن قدرت ادای حروف خواهد بود.

=== ماده ۳۹۸ ===  
تعیین مقدار دیه‌ی جنایتی که بر زبان وارد شده و موجب از بین رفتن حروف نشود لکن باعث عیب گردد با تعیین حاکم خواهد بود.

=== ماده ۳۹۹ ===  
هر گاه مقداری از زبان را کسی قطع کند که باعث از بین رفتن قدرت ادای مقداری از حروف باشد و دیگری مقدار دیگر را که باعث از بین رفتن مقداری از باقی حروف گردد دیه به نسبت از بین رفتن قدرت ادای حروف می‌باشد.

=== ماده ۴۰۰ ===  
بریدن زبان کودک قبل از حد سخن گفتن موجب دیه‌ی کامل است‌.

=== ماده ۴۰۱ ===  
بریدن زبان کودکی که به حد سخن گفتن رسیده ولی سخن نمی‌گوید ثلث دیه دارد و اگر بعداً معلوم شود که زبان او سالم و قدرت تکلم داشته دیه‌ی کامل محسوب و بقیه از جانی گرفته می‌شود.

=== ماده ۴۰۲ ===  
هر گاه جنایتی موجب لال شدن گردد و دیه‌ی کامل از جانی گرفته شود و دوباره زبان به حال اول برگردد و سالم شود دیه مسترد خواهد شد.

== فصل هفتم - دیه دندان ==
=== ماده ۴۰۳ ===  
از بین بردن تمام دندان‌های بیست و هشت‌گانه دیه‌ی کامل دارد و به ترتیب زیر توزیع می‌شود:

'''۱-''' هر یک از دندان‌های جلو که عبارتند از پیش و چهارتایی و نیش که از هر کدام دو عدد در بالا دو عدد در پایین می‌روید و جمعاً دوازده ‌تا خواهد بود پنجاه دینار و دیه‌ی مجموع آنها ششصد دینار می‌شود.

'''۲-''' هر یک از دندان‌های عقب که در چهار سمت پایانی از بالا و پایین در هر کدام یک ضاحک و سه ضرس قرار دارد و جمعاً شانزده تا خواهد بود بیست و پنج دینار و دیه‌ی مجموع آن‌ها چهارصد دینار می‌شود.

=== ماده ۴۰۴ ===  
دندان‌های اضافی به هر نام که باشد و به هر طرز که روییده شود دیه‌ای ندارد و اگر در کندن آن‌ها نقصی حاصل شود تعیین مقدار ارش آن با قاضی است و اگر هیچ گونه نقصی حاصل نشود ارش نخواهد داشت ولی به نظر قاضی تا ۷۴ ضربه شلاق   محکوم می‌شود.

=== ماده ۴۰۵ ===  
هر گاه دندان‌ها از بیست و هشت تا کمتر باشد به همان نسبت از دیه‌ی کامل کاهش می‌یابد خواه خلقتاً کمتر باشد یا در اثر عارضه‌ای کم شده باشد.

=== ماده ۴۰۶ ===  
فرقی میان دندان‌هایی که دارای رنگ‌های گوناگون می‌باشند نیست و اگر دندانی در اثر جنایت سیاه شود و نیفتد دیه‌ی آن دو ثلث دیه‌ی همان دندان است که سالم باشد و دیه‌ی دندانی که قبلاً سیاه شده ثلث همان دندان سالم است‌.

=== ماده ۴۰۷ ===  
شکاف (اشقاق) دندان که بدون کندن و از بین بردن آن باشد تعیین جریمه‌ی مالی آن با حاکم است‌.

=== ماده ۴۰۸ ===  
شکستن آن مقدار از دندان که نمایان است با بقای ریشه دیه‌ی کامل آن دندان را دارد و اگر بعد از شکستن مقدار مزبور کسی بقیه ‌را از ریشه بکند جریمه‌ی آن با نظر حاکم تعیین می‌شود خواه کسی که بقیه را از ریشه کنده همان کسی باشد که مقدار نمایان دندان را شکسته یا دیگری‌.

=== ماده ۴۰۹ ===  
کندن دندان شیری کودک که دیگر به جای آن دندان نروید دیه‌ی کامل آن را دارد و اگر به جای آن دندان بروید دیه هر دندان ‌شیری که کنده شد یک شتر می‌باشد.

=== ماده ۴۱۰ ===  
دندانی که کنده شود دیه‌ی کامل دارد گر چه همان را در محلش قرار دهند و دوباره مانند سابق شود.

=== ماده ۴۱۱ ===  
هر گاه دندان دیگری به جای دندان اصلی کنده شده قرار گیرد و مانند دندان اصلی شود کندن آن دیه کامل دارد.

== فصل هشتم - دیه گردن ==

=== ماده ۴۱۲ ===  
شکستن گردن به طوری که گردن کج شود دیه‌ی کامل دارد.

=== ماده ۴۱۳ ===  
جنایتی که موجب کج‌شدن گردن شود و همچنین جنایتی که مانع فرو بردن غذا گردد جریمه‌ی آن با نظر حاکم تعیین می‌شود.

=== ماده ۴۱۴ ===  
هر گاه جنایتی که موجب کج شدن گردن و همچنین مانع فرو بردن غذا شده اثر آن زایل گردد دیه ندارد فقط باید ارش پرداخت‌ شود گرچه بعد از برطرف شدن اثر آن‌، با دشواری بتواند گردن را مستقیم نگه بدارد یا غذا را فرو ببرد.

== فصل نهم - دیه فک ==
=== ماده ۴۱۵ ===  
از بین بردن مجموع دو فک دیه‌ی کامل دارد و دیه‌ی هر کدام آن‌ها پانصد دینار می‌باشد و از بین بردن مقداری از هر یک موجب‌ دیه‌ی مساحت همان مقدار است و دیه‌ی از بین بردن یک فک با مقداری از فک دیگر نصف دیه با احتساب دیه مساحت فک دیگر خواهد بود.

=== ماده ۴۱۶ ===  
دیه‌ی فک مستقل از دیه دندان می‌باشد و اگر فک با دندان از بین برود دیه هر یک جداگانه محسوب می‌گردد.

=== ماده ۴۱۷ ===  
جنایتی که موجب نقص فک شود یا باعث دشواری و نقص جویدن گردد تعیین جریمه‌ی مالی آن با نظر حاکم است‌.

== فصل دهم - دیه دست و پا ==
=== ماده ۴۱۸ ===  
از بین بردن مجموع دو دست تا مفصل مچ دیه‌ی کامل دارد و دیه‌ی هر کدام از دست‌ها نصف دیه کامل است خواه مجنی‌علیه ‌دارای دو دست باشد یا یک دست و دست دیگر را خلقتاً یا در اثر سانحه‌ای از دست داده باشد.

=== ماده ۴۱۹ ===  
دیه‌ی قطع انگشتان هر دست تنها یا تا مچ پانصد دینار است‌.

=== ماده ۴۲۰ ===  
جریمه‌ی مالی بریدن کف دست که خلقتاً بدون انگشت بوده و یا در اثر سانحه‌ای بدون انگشت شده است با نظر حاکم تعیین‌ می‌شود.

=== ماده ۴۲۱ ===  
دیه‌ی قطع دست تا آرنج پانصد دینار است خواه دارای کف باشد و خواه نباشد و همچنین دیه‌ی قطع دست تا شانه پانصد دینار است خواه آرنج داشته باشد خواه نداشته باشد.

=== ماده ۴۲۲ ===  
دیه‌ی دستی که دارای انگشت است اگر بیش از مفصل مچ قطع شود و یا بالاتر از آرنج قطع گردد پانصد دینار است به اضافه ارش که با در نظر گرفتن مساحت تعیین می‌شود.

=== ماده ۴۲۳ ===  
کسی که از مچ یا آرنج یا شانه‌اش دو دست داشته باشد دیه‌ی دست اصلی پانصد دینار است و نسبت به دست زاید قاضی به هر نحو که مصلحت بداند نزاع را خاتمه می‌دهد. تشخیص دست اصلی و زاید به نظر خبره خواهد بود.

=== ماده ۴۲۴ ===  
دیه‌ی ده انگشت دو دست و همچنین دیه‌ی ده انگشت دو پا دیه‌ی کامل خواهد بود، دیه هر انگشت عشر دیه کامل است‌.

=== ماده ۴۲۵ ===  
دیه‌ی هر انگشت به عدد بندهای آن انگشت تقسیم می‌شود و بریدن هر بندی از انگشت‌های غیر شست ثلث دیه انگشت سالم ‌و در شست نصف دیه شست سالم است‌.

=== ماده ۴۲۶ ===  
دیه‌ی انگشت زاید ثلث دیه‌ی انگشت اصلی است و دیه‌ی بندهای زاید ثلث دیه‌ی بند اصلی است‌.

=== ماده ۴۲۷ ===  
دیه فلج کردن هر انگشت دو ثلث دیه‌ی انگشت سالم است و دیه‌ی قطع انگشت فلج ثلث دیه‌ی انگشت سالم است‌.

=== ماده ۴۲۸ ===  
احکام مذکور در مواد این فصل در پا نیز جاری است‌.

== فصل یازدهم - دیه ناخن ==
=== ماده ۴۲۹ ===  
کندن ناخن به طوری که دیگر نروید یا فاسد و سیاه بروید ده دینار و اگر سالم و سفید بروید پنج دینار است‌.

== فصل دوازدهم - دیه ستون فقرات ==
=== ماده ۴۳۰ ===  
شکستن ستون فقرات دیه‌ی کامل دارد خواه اصلاً درمان نشود یا بعد از علاج به صورت کمان و خمیدگی درآید یا آن که بدون ‌عصا نتواند راه برود یا توانایی جنسی او از بین برود یا مبتلا به سلس و ریزش ادرار گردد و نیز دیه جنایتی که باعث خمیدگی پشت شود یا آنکه قدرت نشستن یا راه رفتن را سلب نماید دیه‌ی کامل خواهد بود.

=== ماده ۴۳۱ ===  
هر گاه بعد از شکستن یا جنایت وارد نمودن بر ستون فقرات معالجه مؤثر شود و اثری از جنایت نماند جانی باید یکصد دینار بپردازد.

=== ماده ۴۳۲ ===  
هر گاه شکستن ستون فقرات باعث فلج شدن هر دو پا شود برای شکستن دیه‌ی کامل و برای فلج دو پا دو ثلث دیه کامل منظور می‌گردد.

== فصل سیزدهم - دیه نخاع ==

=== ماده ۴۳۳ ===  
قطع تمام نخاع دیه‌ی کامل دارد و قطع بعضی از آن به نسبت مساحت خواهد بود.

=== ماده ۴۳۴ ===  
هر گاه قطع نخاع موجب عیب عضو دیگر شود اگر آن عضو دارای دیه‌ی معین باشد بر دیه کامل قطع نخاع افزوده می‌گردد و اگر آن عضو دارای دیه‌ی معین نباشد ارش آن بر دیه‌ی کامل قطع نخاع افزوده خواهد شد.

== فصل چهاردهم - دیه بیضه ==
=== ماده ۴۳۵ ===
اینجا کس شعر زیاد نوشته 
قطع دو بیضه دفعتاً دیه‌ی کامل و قطع بیضه‌ی چپ دو ثلث دیه و قطع بیضه‌ی راست ثلث دیه دارد.

'''تبصره:''' فرقی در حکم مذکور بین جوان و پیر و کودک و بزرگ و عنین و سالم و مانند آن نیست‌.

=== ماده ۴۳۶ ===  
دیه‌ی ورم کردن دو بیضه چهارصد دینار است و اگر تورم مانع راه رفتن مفید شود دیه آن هشتصد دینار خواهد بود.

== فصل پانزدهم - دیه دنده ==

=== ماده ۴۳۷ ===  
دیه هر یک از دنده‌هایی که در پهلوی چپ واقع شده و محیط به قلب می‌باشد بیست و پنج دینار و دیه هر یک از سایر دنده‌ها ده دینار است‌.

== فصل شانزدهم - دیه استخوان زیر گردن ==

=== ماده ۴۳۸ ===  
شکستن مجموع دو استخوان ترقوه دیه کامل دارد و شکستن هر کدام از آنها که درمان نشود یا با عیب درمان شود نصف دیه‌ی کامل است و اگر به خوبی درمان شود چهل دینار می‌باشد.

== فصل هفدهم - دیه نشیمن‌گاه ==

=== ماده ۴۳۹ ===  
شکستن استخوان نشیمن‌گاه (دنبالچه‌) که موجب شود مجنی‌علیه قادر به ضبط مدفوع نباشد دیه‌ی کامل دارد و اگر قادر به‌ ضبط مدفوع باشد و قادر به ضبط باد نباشد ارش پرداخت خواهد شد.

=== ماده ۴۴۰ ===  
ضربه‌ای که به حد فاصل بیضه‌ها و دبر واقع شود و موجب عدم ضبط ادرار یا مدفوع گردد دیه‌ی کامل دارد و همچنین اگر ضربه‌ای به محل دیگری وارد آید که در اثر آن ضبط ادرار و مدفوع در اختیار مجنی‌علیه نباشد.

=== ماده ۴۴۱ ===  
از بین بردن بکارت دختر با انگشت که باعث شود او نتواند ادرار را ضبط کند علاوه بر دیه‌ی کامل زن‌، مهرالمثل نیز دارد.

== فصل هجدهم - دیه استخوان‌ها ==

=== ماده ۴۴۲ ===  
دیه‌ی شکستن استخوان هر عضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن می‌باشد و اگر معالجه شود و بدون عیب گردد دیه‌ی آن چهار پنجم دیه شکستن آن است و دیه‌ی کوبیدن آن ثلث دیه‌ی آن عضو و در صورت درمان بدون عیب چهار پنجم دیه‌ی خرد شدن‌ استخوان می‌باشد.

=== ماده ۴۴۳ ===  
در جدا کردن استخوان از عضو به طوری که آن عضو بی‌فایده گردد دو ثلث دیه‌ی همان عضو است و اگر بدون عیب درمان ‌شود، دیه‌ی آن چهار پنجم دیه اصل جدا کردن می‌باشد.

== فصل نوزدهم - دیه عقل ==
=== ماده ۴۴۴ ===
هر جنایتی که موجب زوال عقل گردد دیه‌ی کامل دارد و اگر موجب نقصان آن شود ارش دارد.

=== ماده ۴۴۵ ===  
از بین بردن عقل یا کم کردن آن موجب قصاص نخواهد شد.

=== ماده ۴۴۶ ===  
هر گاه در اثر جنایتی مانند ضربه‌ی مغزی و شکستن سر یا بریدن دست‌، عقل زایل شود برای هر کدام دیه‌ی جداگانه خواهد بود و تداخل نمی‌شود.

=== ماده ۴۴۷ ===  
هر گاه در اثر جنایتی عقل زایل شود و دیه‌ی کامل از جانی دریافت شود و دوباره عقل برگردد دیه مسترد می‌شود و ارش ‌پرداخت خواهد شد.

=== ماده ۴۴۸ ===  
مرجع تشخیص زوال عقل یا نقصان آن دو نفر خبره‌ی عادل می‌باشد و اگر در اثر اختلاف رأی خبرگان زوال یا نقصان عقل ثابت نشود قول جانی با سوگند مقدم است‌.

== فصل بیستم - دیه حس شنوایی ==
=== ماده ۴۴۹ ===  
از بین بردن حس شنوایی مجموع دو گوش دیه‌ی کامل و از بین بردن حس شنوایی یک گوش نصف دیه‌ی کامل دارد گر چه‌ شنوایی یکی از آن دو قوی‌تر از دیگری باشد.

=== ماده ۴۵۰ ===  
هر گاه کسی فاقد حس شنوایی یکی از گوش‌ها باشد کر کردن گوش سالم او نصف دیه دارد.

=== ماده ۴۵۱ ===  
هر گاه معلوم باشد که حس شنوایی بر نمی‌گردد یا دو نفر عادل اهل خبره گواهی دهند که برنمی‌گردد دیه مستقر می‌شود و اگر اهل خبره امید به برگشت آن را پس از گذشت مدت معینی داشته باشد و با گذشتن آن مدت شنوایی برنگردد دیه استقرار پیدا می‌کند و اگر شنوایی قبل از دریافت دیه برگردد ارش ثابت می‌شود و اگر بعد از دریافت آن برگردد دیه مسترد نمی‌شود و اگر مجنی‌علیه قبل از دریافت دیه بمیرد دیه ثابت خواهد بود.

=== ماده ۴۵۲ ===  
هر گاه با بریدن هر دو گوش شنوایی از بین برود دو دیه کامل لازم است و هر گاه با بریدن یک گوش حس شنوایی به طور کلی از بین برود یک دیه‌ی کامل و نصف دیه لازم می‌شود اگر با جنایت دیگری حس شنوایی از بین برود هم دیه‌ی جنایت لازم است و هم دیه‌ی‌ شنوایی‌.

'''تبصره:''' هر گاه دو نفر عادل اهل خبره گواهی دهند که شنوایی از بین نرفته ولی در مجرای آن نقصی رخ داده که مانع شنوایی است همان دیه شنوایی ثابت است‌.

=== ماده ۴۵۳ ===  
هرگاه کودکی که زبان باز نکرده در اثر کر شدن نتواند سخن بگوید جانی علاوه بر دیه شنوایی به پرداخت ارش محکوم‌ می‌شود.

=== ماده ۴۵۴ ===  
هرگاه در اثر جنایتی حس شنوایی و گویایی از بین برود دو دیه کامل دارد.

=== ماده ۴۵۵ ===  
اگر کسی سبب پاره شدن پرده گوش دیگری شود محکوم به پرداخت ارش است‌.

=== ماده ۴۵۶ ===  
در صورت اختلاف جانی و مجنی‌علیه هرگاه با نظر خبره‌ی معتمد موضوع روشن نشود مورد از باب لوث است و مجنی‌علیه ‌با قسامه دیه را دریافت خواهد کرد.

== فصل بیست و یکم - دیه بینایی ==
=== ماده ۴۵۷ ===  
از بین بردن بینایی هر دو چشم دیه‌ی کامل دارد و از بین بردن بینایی یک چشم نصف دیه‌ی کامل دارد.

'''تبصره:''' فرقی در حکم مذکور بین چشم تیزبین یا لوچ یا شب‌کور و مانند آن نمی‌باشد.

=== ماده ۴۵۸ ===  
هر گاه با کندن حدقه‌ی چشم‌، بینایی از بین برود دیه‌ی آن بیش از دیه‌ی کندن حدقه نخواهد بود و اگر در اثر جنایت دیگر مانند شکستن سر، بینایی از بین برود هم دیه‌ی جنایت یا ارش آن لازم است و هم دیه‌ی بینایی‌.

=== ماده ۴۵۹ ===  
در صورت اختلاف بین جانی و مجنی‌علیه‌، با گواهی دو مرد خبره‌ی عادل یا یک خبره‌ی مرد و دو زن خبره‌ی عادل به این که بینایی ‌از بین رفته و دیگر بر نمی‌گردد یا این که بگویند امید به برگشت آن هست ولی مدت آن را تعیین نکنند دیه ثابت می‌شود و همچنین اگر برای برگشت آن مدت متعارفی تعیین نمایند و آن مدت سپری شود و بینایی برنگردد دیه ثابت خواهد بود. و هرگاه مجنی ‌علیه قبل از سپری شدن مدت تعیین شده بمیرد دیه استقرار می‌یابد و همچنین اگر دیگری حدقه او را بکند دیه‌ی بینایی بر جانی اول ثابت خواهد بود. و هرگاه بینایی برگردد و شخص دیگری آن چشم را بکند، بر جانی اول فقط ارش لازم می‌باشد.

=== ماده ۴۶۰ ===  
هر گاه مجنی‌علیه مدعی شود که بینایی هر دو چشم یا یک چشم او کم شده به ترتیب با آزمایش و سنجش با همسالان یا با مقایسه با چشم دیگرش به نسبت تفاوت دیه پرداخت می‌شود و در صورتی که از طریق آزمایش علم حاصل نشود از طریق قسامه اقدام می‌شود.

=== ماده ۴۶۱ ===  
هرگاه مجنی‌علیه ادعا کند که بینایی او زایل شده و شهادتی از متخصصان در بین نباشد حاکم او را با قسامه سوگند می‌دهد و به نفع او حکم صادر می‌کند.

'''تبصره:''' قسامه برای کوری دو چشم شش قسم و برای کوری یک چشم سه قسم و برای کم شدن بینایی به نسبت کم شدن آن می‌باشد اعم از اینکه مدعی به تنهایی قسم یاد کند یا با افراد دیگر.

== فصل بیست و دوم - دیه حس بویایی ==
=== ماده ۴۶۲ ===  
از بین بردن حس بویایی هر دو مجرای بینی دیه‌ی کامل دارد و در صورت از بین بردن بویایی یک مجرا نصف دیه است و قاضی در مورد اخیر قبل از صدور حکم باید به طرفین تکلیف صلح بنماید.

=== ماده ۴۶۳ ===  
در صورت اختلاف بین جانی و مجنی‌علیه هرگاه با آزمایش یا با مراجعه به دو متخصص عادل از بین رفتن حس بویایی یا کم شدن آن ثابت نشود با قسامه (طبق تبصره ماده ۴۶۱) به نفع مدعی حکم می‌شود.

===  ماده ۴۶۴ ===  
هر گاه حس بویایی قبل از پرداخت دیه برگردد ارش آن پرداخت خواهد شد و اگر بعد از آن برگردد باید مصالحه نمایند و اگر مجنی‌ علیه قبل از سپری شدن مدت انتظار برگشت بویایی بمیرد دیه ثابت می‌شود.
=== ماده ۴۶۵ ===  
هر گاه در اثر بریدن بینی حس بویایی از بین برود دو دیه لازم می‌شود و اگر در اثر جنایت دیگر بویایی از بین رفت دیه جنایت بر دیه بویایی افزوده می‌شود و اگر آن جنایت دیه معین نداشته باشد ارش آن بر دیه‌ی بویایی اضافه خواهد شد.

== فصل بیست و سوم - دیه چشایی ==

=== ماده ۴۶۶ ===  
از بین بردن حس چشایی موجب ارش است‌.

=== ماده ۴۶۷ ===  
هر گاه با بریدن زبان حس چشایی از بین برود بیش از دیه زبان نخواهد بود و اگر با جنایت دیگری حس چشایی از بین برود دیه یا ارش آن جنایت بر ارش حس چشایی افزوده می‌گردد.

=== ماده ۴۶۸ ===  
در صورتی که حس چشایی برگردد ارش مسترد می‌شود.

=== ماده ۴۶۹ ===  
اگر با مراجعه به دو نفر کارشناس عادل مقدار جنایت روشن شود طبق آن عمل می‌شود و گر نه در صورت لوث‌، با قسامه ‌مدعی حسب مورد حکم به نفع او صادر خواهد شد.

== فصل بیست و چهارم - دیه صوت و گویایی ==
=== ماده ۴۷۰ ===  
از بین بردن صوت شخص به طور کامل که نتواند صدایش را آشکار کند دیه‌ی کامل دارد گر چه بتواند با اخفات و آهسته‌ صدایش را برساند.

=== ماده ۴۷۱ ===  
از بین بردن گویایی به طور کامل که نتواند اصلاً سخن بگوید نیز دیه‌ی کامل دارد.

=== ماده ۴۷۲ ===  
در جنایتی که موجب نقصان صوت شود ارش است‌.

=== ماده ۴۷۳ ===  
ارش جنایتی که باعث از بین رفتن صوت نسبت به بعضی از حروف شود باید با مصالحه معلوم گردد.

== فصل بیست و پنجم - دیه زوال منافع ==

=== ماده ۴۷۴ ===  
جنایتی که موجب سلس و ریزش ادرار شود به ترتیب زیر ارش دارد:

'''الف-''' در صورت دوام آن در کلیه‌ی ایام تا پایان هر روز دیه‌ی کامل دارد.

'''ب-''' در صورت دوام آن در کلیه‌ی روزها تا نیمی از هر روز دو ثلث دیه دارد.

'''ج-''' در صورت دوام آن در کلیه‌ی روزها تا هنگام برآمدن روز ثلث دیه دارد.

'''تبصره:''' هر گاه سلس و ریزش ادرار در بعضی از روزها بود و بعداً خوب شود جریمه‌ی آن با نظر حاکم تعیین می‌شود.

=== ماده ۴۷۵ ===  
اعمال ارتکابی زیر باعث ارش است‌:

'''الف-''' باعث از بین رفتن انزال شود.

'''ب-''' قدرت تولید مثل و بارداری را از بین ببرد.

'''ج-''' لذت مقاربت را از بین ببرد.

=== ماده ۴۷۶ ===  
جنایتی که باعث از بین رفتن توان مقاربت به طور کامل شود دیه‌ی کامل دارد.

=== ماده ۴۷۷ ===  
در هر جنایتی که موجب زوال یا نقص بعضی از منافع گردد مانند خواب‌، لمس یا موجب پدید آمدن بعضی از بیماری‌ها شود و دیه‌ی آن معین نشده باشد ارش تعیین می‌شود.

=== ماده ۴۷۸ ===  
هر گاه آلت رجولیت مرد از محل ختنه‌گاه و یا بیشتر قطع شود دیه‌ی کامل دارد و کمتر از ختنه‌گاه به نسبت مساحت ختنه‌گاه احتساب‌ می‌گردد و به ‌همان نسبت از دیه پرداخت خواهد شد.

=== ماده ۴۷۹ ===  
هر گاه آلت زنانه کلاً قطع شود دیه‌ی کامل دارد و هر گاه یک طرف آن قطع شود نصف دیه دارد.

= باب دهم - دیه جراحات =

== فصل اول - دیه جراحت سر و صورت ==
=== ماده ۴۸۰   ===  
دیه جراحت سر و صورت به ترتیب زیر است‌:

'''۱-''' حارصه‌: خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود - یک شتر.

'''۲-''' دامیه‌: خراشی که از پوست بگذرد و مقدار اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان خون باشد کم یا زیاد - دو شتر.

'''۳-''' متلاحمه‌: جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد - سه شتر.

'''۴-''' سمحاق: جراحتی که از گوشت بگذرد و به پوست نازک روی استخوان برسد - چهار شتر.

'''۵-''' موضحه‌: جراحتی که از گوشت بگذرد و پوست نازک روی استخوان را کنار زده و استخوان را آشکار کرده - پنج شتر.

'''۶-''' هاشمه‌: عملی که استخوان را بشکند گر چه جراحتی را تولید نکرده باشد - ده شتر.
'''۷-''' منقله‌: جراحتی که درمان آن جز با جا به جا کردن استخوان میسر نباشد - پانزده شتر.

'''۸-''' مأمومه‌: جراحتی که به کیسه‌ی مغز برسد ثلث دیه کامل و یا ۳۳ شتر دیه دارد.

'''۹-''' دامغه‌: جراحتی که کیسه‌ی مغز را پاره کند غیر از ثلث دیه‌ی کامل ارش بر او افزوده می‌گردد.

'''تبصره:''' دیه‌ی جراحات گوش و بینی و لب در حکم جراحات سر و صورت می‌باشد.

=== ماده ۴۸۱ ===  
هر گاه یکی از جراحت‌های مذکور در بندهای ۱ تا ۵ در غیر سر و صورت واقع شود در صورتی که آن عضو دارای دیه‌ی معین باشد باید نسبت دیه‌ی آن را با دیه کامل سنجید آنگاه iotiotiuotiotiototoبه مقدار همان نسبت دیه‌ی جراحت‌های فوق را که در غیر سر و صورت واقع می‌شود تعیین کرد و در صورتی که آن عضو دارای دیه‌ی معین نباشد دادن ارش لازم است‌.

'''تبصره:''' جراحات وارده به گردن در حکم جراحات بدن می‌باشد.

== فصل دوم - دیه جراحتی که به درون بدن انسان وارد می‌شود ==
=== ماده ۴۸۲ ===
دیه‌ی جراحتی که به درون بدن انسان وارد می‌شود به ترتیب زیر است‌:

'''الف-''' جائفه‌: جراحتی که با هر وسیله و از هر جهت به شکم یا سینه یا پشت و یا پهلوی انسان وارد شود ثلث دیه کامل است‌.

'''ب-''' هر گاه وسیله‌ای از یک طرف بدن فرو رفته و از طرف دیگر بیرون آمده باشد دو ثلث دیه کامل دارد.

'''تبصره:''' وسیله‌ی واردکننده جراحت اعم از سلاح سرد و گرم است‌.
=== متن عنوان ===
دیه کتف دست

== فصل سوم - دیه جراحتی که در اعضای انسان فرو می‌رود ==
=== ماده ۴۸۳ ===  
هر گاه نیزه یا گلوله یا مانند آن در دست یا پا فرو رود در صورتی که مجنی‌علیه مرد باشد دیه‌ی آن یکصد دینار و در صورتی که‌ زن باشد دادن ارش لازم است‌.

= باب یازدهم - دیه جنایتی که باعث تغییر رنگ پوست‌ یا تورم می‌شود =
== ماده ۴۸۴ ==  
دیه‌ی ضربتی که در اثر آن رنگ پوست متغیر گردد به قرار زیر است‌:

'''الف-''' سیاه شدن صورت بدون جراحت و شکستگی شش دینار

'''ب-''' کبود شدن صورت سه دینار

'''ج-''' سرخ شدن صورت یک دینار و نیم‌

'''د-''' در سایر اعضای بدن در صورت سیاه شدن سه دینار و در صورت کبود شدن یک دینار و نیم و در صورت سرخ شدن سه ربع دیناراست‌.

'''تبصره ۱:''' فرقی در حکم مذکور بین زن و مرد و کوچک و بزرگ نیست و همچنین فرقی میان تغییر رنگ تمام صورت یا قسمتی از آن و نیز فرقی بین آن که اثر جنایت مدتی بماند یا زایل گردد نمی‌باشد.

'''تبصره ۲:''' جنایتی که باعث تغییر رنگ پوست سر شود دادن ارش لازم است‌.

== ماده ۴۸۵ ==  
جنایتی که موجب تورم شود دادن ارش لازم است و اگر موجب تورم و تغییر رنگ شود ارش آن بر دیه که قبلاً بیان شد افزوده‌ می‌شود.

== ماده ۴۸۶ ==  
دیه‌ی فلج کردن هر عضوی که دیه‌ی معین دارد دو ثلث دیه‌ی همان عضو است و دیه‌ی قطع کردن عضو فلج ثلث دیه‌ی همان عضو است‌.

= باب دوازدهم - دیه سقط جنین =

== ماده ۴۸۷ ==  
دیه سقط جنین به ترتیب زیر است‌:

'''۱-''' دیه نطفه که در رحم مستقر شده بیست دینار.

'''۲-''' دیه علقه که خون بسته است چهل دینار.

'''۳-''' دیه مضغه که به صورت گوشت درآمده است شصت دینار.

'''۴-''' دیه جنین در مرحله‌ای که به صورت استخوان درآمده و هنوز گوشت نروییده است هشتاد دینار.

'''۵-''' دیه جنین که گوشت و استخوان‌بندی آن تمام شده و هنوز روح در آن پیدا نشده یکصد دینار.

'''تبصره:''' در مراحل فوق هیچ فرقی بین دختر و پسر نمی‌باشد.

'''۶-''' دیه‌ی جنین که روح در آن پیدا شده است اگر پسر باشد دیه‌ی کامل و اگر دختر باشد نصف دیه‌ی کامل و اگر مشتبه باشد سه ربع دیه‌ی کامل خواهد بود.

== ماده ۴۸۸ ==  
هر گاه در اثر کشتن مادر، جنین بمیرد و یا سقط شود دیه‌ی جنین در هر مرحله‌ای که باشد باید بر دیه مادر افزوده شود.

== ماده ۴۸۹ ==  
هر گاه زنی جنین خود را سقط کند دیه‌ی آن را در هر مرحله‌ای که باشد باید بپردازد و خود از آن دیه سهمی نمی‌برد.

== ماده ۴۹۰ ==  
هر گاه چند جنین در یک رحم باشند به عدد هر یک از آنها دیه جداگانه خواهد بود.

== ماده ۴۹۱ ==  
دیه‌ی اعضای جنین و جراحات آن به نسبت دیه‌ی همان جنین است‌.

== ماده ۴۹۲ ==  
دیه‌ی سقط جنین در موارد عمد و شبه‌عمد بر عهده‌ی جانی است و در موارد خطای محض بر عاقله‌ی اوست خواه روح پیدا کرده باشد و خواه نکرده باشد.

== ماده ۴۹۳ ==  
اگر در اثر جنایت چیزی از زن ساقط شود که منشأ انسان بودن آن طبق نظر پزشک متخصص ثابت نباشد دیه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن صدمه‌ای بر مادر وارد شده باشد برحسب مورد جانی محکوم به پرداخت دیه یا ارش خواهد بود.

= باب سیزدهم - دیه جنایتی که بر مرده واقع می‌شود =

== ماده ۴۹۴ ==  
دیه‌ی جنایتی که بر مرده‌ی مسلمان واقع می‌شود به ترتیب زیر است‌:

'''الف-''' بریدن سر یکصد دینار.

'''ب-''' بریدن هر دو دست یا هر دو پا یکصد دینار و بریدن یک دست یا یک پا پنجاه دینار و بریدن یک انگشت از دست یا یک انگشت از پا ده دینار و قطع یا نقص سایر اعضا و جوارح به همین نسبت ملحوظ می‌گردد.

'''تبصره:''' دیه‌ی مذکور در این ماده به عنوان میراث به ورثه نمی‌رسد بلکه مال خود میت محسوب شده و بدهی او از آن پرداخت می‌گردد و در راه‌های خیر صرف می‌شود.

== ماده ۴۹۵ ==  
در کلیه‌ی مواردی که به موجب مقررات این قانون ارش منظور گردیده با در نظر گرفتن دیه‌ی کامله انسان و نوع و کیفیت جنایت‌، میزان خسارت وارده طبق نظر کارشناس تعیین می‌شود.

== ماده ۴۹۶ ==

 
در این قانون مواردی از دیات که دیه برحسب دینار یا شتر تعیین شده است، شتر و دینار موضوعیت ندارد و منظور نسبت ‌مشخص از دیه‌ی کامله است و جانی در انتخاب نوع آن مخیر می‌باشد.

== ماده ۴۹۷ ==  
<!--کلیه‌ی قوانینی که با این قانون مغایر باشند ملغی است‌.--><!--<!--توضیح--><!--توضیح-->-->
''
موضوع «مجازات اسلامی‌» مشتمل بر چهارصد و نود و هفت ماده و یکصد و سه تبصره که طبق اصل هشتاد و پنجم قانون اساسی در جلسه‌ی روز سه‌شنبه هشتم مرداد ماه یک‌هزار و سیصد و هفتاد کمیسیون امور قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده ‌و در جلسه‌ی علنی روز سه‌شنبه مورخ هجدهم دی ماه یک‌هزار و سیصد و شصت و نه با پنج سال مدت اجرای آزمایشی آن موافقت گردیده و ماده‌ی ۵ آن مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان قرار گرفته‌، در اجرای اصل یکصد و دوازدهم قانون اساسی در جلسه روز پنج‌شنبه‌ مورخ هفتم آذرماه یک‌هزار و سیصد و هفتاد مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی و ماده‌ی پنج لایحه‌ی فوق‌الذکر عیناً به تصویب مجمع‌ تشخیص مصلحت نظام رسیده است‌.''