Difference between revisions 95330 and 95398 on fawikisource{{حذف سریع|فاقد منبع، مشکوک به نقض حق تکثیر}} فريفریاد ملت مظلوم ايیران از حلقوم فدائيیان جنگل هیچ قومی از اقوام بشر به آسایس و سعادت نائل نمیگردد، به سیر شاهراه ترقی و تعالی موفق نمیشود، مگر به حقوق خود واقف گشته،كکاملاً ادراك كک کند كکه خدای متعال همهیٔ آنها را آزاد آفریده، [و] بنده و ذلیل همدیگر نیستند. طوق بندگی یكکدیگر را نباید بگردن بیندازند. همچنین به ابناء جنس خود حق ندارند حاكکم مطلق و فعال مایرید باشند. تمام انبیاء اولیاء متقننین و بزرگان، جمیع فلاسفه و حكکما و همهیٔ سوسیالیستهای سابقه و حالیهیٔ دنیا،ك کلیه غمخواران جنس بشر، هر كکدام به نوبه خود در این عالم ظهور نمودندكکه همهیٔ افراد انسان را از مزایای این حق مشروع طبیعیشان آگاه كکنند. با این كکیفیت، یكک دسته از اصناف مخلوق كکه بصورت انسان و بسیرت از هر درندهیٔ بیرحمتر و قسیالقلبتراند به نام پادشاه، وزیر، حاكکم، رئیس و امثال آنها جهت شهوترانی و آزار انسانی كکه به هر طریق غیر مشروع بود، به ابناء جنس خود مسلط شده، به جان و مال و عرض و ناموس و همهیٔ هستی و ماحصل زندگی و جمیع قوائد حیاتی آنها دخالت كکرده، راحت خود را در زحمت مردم، بقای خود را در فدای مردم، لذت و كکامرانی خود را در رنج و ناتوانی مردم دانسته، بلكکه بالاتر، خلقت خود را فوق خلقت سایرین تصور كکرده و میكکنند. نه به كکتب آسمانی وقعی، و نه به قوانین و نصایح انسانی وقری، و نه به درماندگان مسكکین و رنجبران بیچاره ترحمی. صفحات تاریخ فجایع عملیات آنها را به ما نشان داده، و شواهد حسی كکافی است كکه چه كکرده و میكکنند. بیچاره مردم، همان مردمی كکه از اصول خلقت و از حقایق ودایع طبیعت بیخبرند مانند گوسفند خود را تسلیم این ستمكکاران نموده، دم كکاردهای برندهیٔ این سلاخان بیرحم دست و پا زده، مطیع صرف، بلكکه خود را بنده و بردهیٔ آنها دانسته، در عالم ذهن و تصور خود خطور نداده كکه روزی ممكکن است سلاسل عبودیت این عزیزان بیجهت از هم گسیخته و از زیر بار اسارت و بندگی این خدایان مصنوعی بتوان شانه خالی نمود. گاهی از میان این طبقه مظلوم رنجكکش یكک نفر با اشخاص معدود و معینی برای آگاهی سایر مظلومین، برای تحصیل حقوق مشروعه آدمیت، برای قلع و قمع ریشهیٔ جور و اعتساف طبقات ستمگر با تحمل هر نوع مذلت و مشقت و با هر گونه فداكکاری قیام كکرده، كکه شاید اصول مساوات و عدالت را مجری، رسوم ظلم و تعدی را محو، و مظلومین را از قید رقیت و بیچارگی نجات دهند. ایران كکه یكکی از قطعات دنیا[ست]، اهالی ایران كکه یكک قوم از اقوام ساكکنین دنیا هستند قرنها است در دست استبداد سلاطین جور، امراء خودسر، خوانین جاهطلب، روسای شهوتران، اربابان بیرحم و فتوت صورت خرابه مهیبی را بخود گرفته، كکه عابر، هر ناظر، [و] هر متفكکری از منظره اسفناكک آن و ساكکنین آن گرفتار بهت و حیرت میشود. در قرون اخیره سیاست جهانگیرانه همسایگان همسایه آزار ما (دولت متجاوز انگلیس و حكکومت جابرهیٔ تزارهای سابق روسیه) ضمیمهیٔ مظالم حكکمداران شهوتپرست ایران شده، برای اسارت این قوم مظلوم در صحنهیٔ این خرابه اَسفآور به تمام قوه عرض اندام كکرده، و بهترین وسیلهیٔ اسارت این كکشور را همدستی و تقویت سلاطین و امراء و بزرگان این سرزمین دانسته، با جمیع قواء خود تسلط آنها را به سایرین تحكکیم و تاكأکید میكکردند. این قصابان مسلخ ایران استفاده از مقاصد همسایگان طماع كکرده، آنچه را كکه در قدرت و توانائی خود داشتند دربارهیٔ زیردستان اعمال نموده، ذرهای از مظالم خودداری نكکرده، حال ایران و ایرانی به این منوال باقی بود تا [در] سنه 1324۱۳۲۴ عده [ای] از متفكکرین و اشخاص حساس، مطلع و دلسوز حقیقی این قوم رنج دیده، كکه از حقوق ملیت و از خصوصیات خلقت خود و همه مطلع بودند، بنای مطالبهءٔ حقوق ملی را گذاشته، آزادی و حریت را كکه حق مشروع همه بود خواستگار شدند. بتدریج انقلاب شروع شده و محمد علی شاه سابق مخلوع، مجلس ملی تشكکیل، احمد شاه فرزند او به سلطنت مشروطه منصوب گردید. بدبختانه، برای عدم تفكکر و تعمق پیشقدمان آزادی بهر طریقی بود همان امراء و خوانین ستمگر زمام ریاست مشروطیت را در دست گرفته، انقلاب را به نفعت خود سوق دادند. بالجمله، این انقلاب و این نهضت و این فداكکاری ملت بیچاره بجای منفعت مضرت تولید نموده، سابق به اسم سلطنت مستبده، این دفعه به نام سلطنت مشروطه، همان سلطه و اقتدار جور و ظلم را اعاده دادند. مردم كکه برای احساس هوای آزاد تا حدی از خواب غفلت و مستی جهالت بیدار شدند، بنای ستیزه و مقاومت گذاشته كکه قطع ایادی جابرانهیٔ مرتجعین حقیقی و مستبدین به لباس مشروطه را نمایند. آنها باز هم به اتكکای قوای همسایگان بنای معارضه گذاشته، فجایع خونین 1330۱۳۳۰ ق را در قطعات شمالی ایران [تجاوزات روسیهی تزاری در آذربایجان و گیلان برای تعطیل مشروطیت] ظاهر نموده دربارهیٔ ایرانیان با حمایت امراء تزاری و كمكکمکهای باطنی انگلیس به شكکنجه، ظلم و تعدی گرفتار كکردند. چیزی نگذشت كکه عمر این مدت تطاول سپری، جنگ بینالمللی شروع شده، موقع استفادهیٔ مظلومین این سرزمین رسید. قسمت بزرگی از احرار و عناصر فداكکار در حدود غرب و جنوب ایران، عدهای از فدائیان گیلان در جنگل دارالمرز بر ضد خائنین ایرانی و همسایگان متجاوز قیام كکردند. پادشاه ایران كکه همهیٔ آرزوهای بیچاره ایرانی را زیر پا گذاشته، عوض همراهی با ملت و سعی در اختلاص آنها با امراء و مرتجعین مملكکتی با قوای انگلیس و نیكکلا متفق گشته، فداكکاران غرب و جنوب را محو نموده، عطف توجه به حدود گیلان نمودند. در این اثنا، به همت غیورانه جوانمردان روسیه حكکومت ظالمانه نیكکلا و همدستان او را منهدم كکرده، جمهوری سویت [را] تاأسیس نمودند. از سمت شمال روایح آزادی و همراهی وزیدن گرفته، از این حدود اطمینان كکامل حاصل شده تا حدی به مساعدت آنها مستظهر گشته [است]. ولی، از طرف دیگر، دچار پنجهیٔ قاهرانه انگلیسها شده، و انگلیسها نیز با قوای خود و قوای دولت مرتجع ایران بساط مشروطیت و آزادی را برچیده و پنجههای قاهرانهیٔ خود را به جسد این كکشور بطوری فرو برده كکه مظالم قرون سابقه برای این خاطرهای سهمگین جدید محو شد. مجلس ملی را منحل، حكکومتهای نظامی در ایالات و ولایات تاأسیس، قراردادی شوم را با دولت ایران در غیاب شورای ملی (كکه هیچ قراردادی بدون تصویب شورای ملی رسمیت ندارد) برای بلع ایران منعقد كکرده، بعضی از جراید معلومالهویه را مزدور خود نموده و آنها را برای مغلطه و اشتباه اذهان خارجه وادار نموده كکه ملت ایران را از این قرارداد راضی جلوه دهند، و تحت تاأثیرات حكکومتهای نظامی و تحدید اردوهای مسلح انگلیسی و عدهای ناخلفان ایرانی شروع به انتخابات نموده، همان مفتخواران قدیم، همان ستمگران مردمآزار را به وكکالت منتخب نموده، كکه در موقع افتتاح مجلس بدون تاأمل قبالهیٔ مالكکیت ایران را تسلیم او كکنند. شاه غافل را به مهمانی برده، تلگرافخانهها و پستخانهها را [تحت] سانسور گذاشته، در غالب نقاط ایران اردوهای منظم نگاه داشته، طرفداران حریت، تنقیدكکنندگان قرارداد را مشؤم، یعنی فرزندان دلسوز و حساس این آب و خاكک را اعدام و حبس و تبعید كکرده، همهیٔ موجبات اسارت را مجدداً تهیه نموده، قوای احرار جنگل ایران را، كکه پنج سال [و] نیم است باتلاقی هر گونه مشقتهای طاقت فرسا در مقابل قوای ظالمه انگلیس و ایران و مرتجعین مظلوم آزار و اربابان القاب و مناصب دروغی قیام كکرده، و با اشد مصیبتها و لطمات مقاومت كکرده كکه روزی موفق براحت طبقات زحمتكکش شود، و این قوهیٔ ملی را، كکه در زوایای جنگل گیلان آخرین مایهامید احرار سایر ولای[ا]تی كکه مقهور قوای خصم گشتند بوده مانع كکلی مقاصد خود دانسته، و یگانه عامل موؤثر در جلوگیری از اجرای خیالات خود فهمیدند، در مقام محو این قوم نیز بر آمدند. آثار فضایح تاریخی آنها در گیلان قرنها زدوده نخواهد شد، و از سَمتی دولت انگلیس با آن اسلحه خود (تزویر) روسیه آزاد را با فرزندان ناخلف خود (طرفداران نیكکلا) بطوری مشغول نمود كکه به هیچ یكیک از مظلومین جوار خود نتوانستند معاونتی كکنند. چندی نیز این روزگار مشاهده شد، ولی خدای قاهر، كکه هیچگاه بندگان خود را از نظر رأفت دور نداشته، و راضی نخواهد شد كکه ودایع خویش را تا ابد اسیر چنگال قهر ستمكکاران نماید، دست قهرمانان خود در روسیه را از آستین انتقام بیرون آورده، عقیدهیٔ سوسیالیستی و رفع ظلم دشمنان بشری را توسعه و بسط دادند. ⏎ ⏎ ⏎ ⏎ باز هم وقت و موقع استفاده به ظلم دیدههایِ ایرانی و قوای ملی جنگل، كکه ذخیرهیٔ همهیٔ احرار ایران است، داده، كکه حالیه این قوه ملی به استظهار كمكکمک و معاونت عموم نوعپروران دنیا و به استعانت اصول حقهیٔ سوسیالیستی برای نجات ایرانی و اقوام دیگر، كکه از ظلم هر ظالم متجاوز داخل در مراحل انقلاب سرخ شده، و خود را به اسم جمعیت انقلاب سرخ ایران موسوم كکردند، كکه، به نیروی فداكکاری و از خودگذشتگی، هر قوه را كکه برای اسارت جنس انسانی تهیه و تشكکیل شده در هم شكکسته، اصول عدل و برادری را، نه تنها در ایران، بلكکه در میان تمام طوایف مختلفه، بدون ملاحظهیٔ نژاد، محكکم نماید؛ و مطابق این بیانیه، عموم رنجبران، زحمتكکشان و فلاح و كکارگر، و جمیع اصناف تعب كکشیده را متوجه میكکند كکه جمعیت انقلاب سرخ ایران آمال خود را در تحت مواد ذیل، كکه به تعقیب آن به تمام قواء عامل خواهد بود اعلان میكکند: ⏎ ⏎ # جمعیت انقلاب سرخ ایران اصول سلطنت را ملغی كکرده، جمهوریت شوروی را رسماً اعلان میكکند./ / # تشكکیل حكکومت موقتی جمهوری و حفاظت جان و مال عموم اهالی را بشارت میدهد. / # هر نوع قرارداد و معاهده را كکه دولت ایران قدیما و جدیداً با هر دولتی منعقد كکرده لغو و باطل میداند. / #حك حکومت جمهوری همهیٔ اقوام بشری را بلاتفاوت با این آمال شریكک دانسته، و دربارهیٔ آنها به تساوی رفتار كکرده، و حفظ شعائر اسلامی را نیز از فرائض میداند. ;رشت، به تاریخ 18۱۸ رمضان المبارك 1338 [16ک ۱۳۳۸ [۱۶ خرداد 1299۱۲۹۹ ] All content in the above text box is licensed under the Creative Commons Attribution-ShareAlike license Version 4 and was originally sourced from https://fa.wikisource.org/w/index.php?diff=prev&oldid=95398.
![]() ![]() This site is not affiliated with or endorsed in any way by the Wikimedia Foundation or any of its affiliates. In fact, we fucking despise them.
|