Revision 67937 of "ترجمه قرآن (خلیفه)/قلم" on fawikisource

با نام خدا، رحمتگر، بخشایشگر

نون، قلم، و آنچه (مردم) می‌نویسند. (۱)

تو از سوی پروردگارت به نعمتی بزرگ دست یافته‌ای؛ تو دیوانه نیستی. (۲)

تو به پاداشی دست یافته‌ای که براستی سزاوار آن هستی. (۳)

به تو رفتاری بزرگ منشانه داده‌ایم. (۴)

تو خواهی دید، و آن‌ها خواهند دید. (۵)

که کدامیک از شما محکوم است. (۶)

پروردگار تو از کسانی که از راه او منحرف شدند بخوبی آگاه است، و او از کسانی که هدایت شدند بخوبی آگاه است. (۷)

از آنانکه تکذیب می‌کنند تمکین مکن. (۸)

آن‌ها می‌خواهند که تو سازش نشان دهی، تا خود نیز بتوانند سازش کنند. (۹)

از هر آدم پستی که سوگند می‌خورد فرمان مبر. (۱۰)

از بُهتان‌زننده، سخن‌چین. (۱۱)

مانع از انفاق، متجاوز، گناهکار. (۱۲)

ناسپاس، و حریص. (۱۳)

با اینکه به اندازه کافی مال و فرزند داشت. (۱۴)

هنگامی که آیات ما برایش خوانده می‌شود، می‌گوید، «افسانه‌هایی از گذشته!» (۱۵)

ما بر چهره‌اش علامت خواهیم گذارد. (۱۶)

ما آن‌ها را آزموده‌ایم چنانکه صاحبان آن باغ را آزمودیم که سوگند خورده بودند که صبح‌گاهان میوه‌ها را بچینند. (۱۷)

و بسیار هم مطمئن بودند. (۱۸)

هنگامی که در خواب بودند، (توفانی) گذرا به دستور پروردگارت از آنجا گذشت. (۱۹)

تا صبح، آنجا بایر شد. (۲۰)

صبح‌گاهان یکدیگر را صدا کردند. (۲۱)

«بیایید برویم و محصول را برداشت کنیم.» (۲۲)

در راه، آهسته به یدیگر می‌گفتند. (۲۳)

که از این پس، هیچ یک از آن‌ها تهیدست نخواهد بود. (۲۴)

و مطمئن بودند که محصول خود را برداشت می‌کنند. (۲۵)

ولی وقتی آن را دیدند، گفتند،
«ما چقدر در اشتباه بودیم! (۲۶)

اکنون، هیچ چیز نداریم!» (۲۷)

یکی از آن‌ها که درستکار بود گفت، 
«کاش (خدا را) تسبیح گفته بودید!» (۲۸)

گفتند، «شکوه و جلال پروردگارمان را می‌ستاییم. ما ستم کرده‌ایم.» (۲۹)

پس زبان به سرزنش یکدیگر گشودند. (۳۰)

و گفتند، «وای بر ما. ما گناهکار بوده‌ایم. (۳۱)

باشد که پروردگارمان بهتر از آن را به ما دهد. ما به درگاه پروردگارمان توبه می‌کنیم.» (۳۲)

چنین بود کیفر. ولی عذاب آخرت بسیار بدتر است، کاش می‌دانستند. (۳۳)

پرهیزگاران سزاوار آن شده‌اند که نزد پروردگارشان، در باغ‌هایی فرح‌بخش باشند. (۳۴)

آیا با تسلیم‌شدگان مانند گناهکاران رفتار کنیم؟ (۳۵)

شما را چه شده؟ چرا منطقی نیستید؟ (۳۶)

آیا کتاب دیگری دارید که به آن استناد می‌کنید؟ (۳۷)

و در آن، آنچه را که دلخواه شماست می‌یابید؟ (۳۸)

یا، از سوی ما رسماً پیمانی گرفته‌اید که روز قیامت هر چه آرزو کنید به شما داده شود؟ (۳۹)

از آن‌ها بپرس، «کدامشان ضامن این دعوی است؟» (۴۰)

آیا معبودانی دارند؟ بگذار تا معبودانشان به مدد آن‌ها آیند، اگر راست می‌گویند. (۴۱)

روزی خواهد آمد که افشا شوند، و بر آنان واجب می‌شود که سجده کنند، ولی توانایی‌اش را در خود نخواهند یافت. (۴۲)

با چشمان بزیر افکنده‌شان، خواری تمام وجودشان را فرا خواهد گرفت. آن‌ها در آن هنگام که تندرست و توانا بودند به سجده دعوت شدند. (۴۳)

پس، به من واگذار کسانی را که این حدیث را تکذیب می‌کنند؛ ما آن‌ها را چنان سوق می‌دهیم که هرگز احساس نکنند. (۴۴)

من به اندازه کافی به آنان میدان خواهم داد؛ ترفند من حرف ندارد. (۴۵)

آیا از آن‌ها پولی درخواست می‌کنی، که پرداخت آن برایشان سنگین است؟ (۴۶)

آیا از آینده خبر دارند؟ آیا آن را ثبت کرده‌اند؟ (۴۷)

در انجام دستورهای پروردگارت شکیبا باش و پایداری کن. مانند آنکس (یونس) نباش که از درون ماهی بانگ برآوَرد. (۴۸)

اگر لطف پروردگارش شامل حالش نشده بود، همچو یک گناهکار در بیابان می‌افتاد. (۴۹)

ولی پروردگارش او را مورد عنایت قرار داد، و از صالحان کرد. (۵۰)

وقتی افراد بی‌ایمان پیام را می‌شنوند، تمسخر از نگاهشان پیداست و می‌گویند، «او دیوانه است!» (۵۱)

در واقع این پیامی برای جهانیان است. (۵۲)