Difference between revisions 7634946 and 17579888 on fawiki

{{حذف سریع|یک متن داستانی است بدون منبع و سرشناسی}}

روزی زنی نیازمند که شوهرش در بستر بیماری بود و نمی‌توانست کار کند وارد مغازه‌ای نزدیک خانه‌شان شد. وی با صدایی آهسته و با فروتنی تمام از مغازه‌دار خواست تا به صورت نسیه کمی مواد خوراکی به وی بدهد. او با صدایی آرام گفت: شوهرم بیمار است و فرزندانم گرسنه ماندنده‌اند.

مغازه‌دار به وی اعتنایی نکرد و با لحنی بدی از او خواست تا از مغازه خارج شود.

زن نیازمند همچنان به مغازه‌دار اصرار می‌کرد و می‌گفت: آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می‌آورم.

(contracted; show full)

کاغذ، فهرست خرید نبود! دعای زن بود که بر روی آن نوشته‌بود:{{نقل قول|ای خدای عزیزم تو از نیاز من با خبری، خودت آن را برآورده کن}}

==منابع==
نوشته شده توسط نامی!

==نظرات==
بسیار زیبا...[[کاربر:meysamin|<font color="red">'''★Mey$amin'''</font>]] /[[بحث کاربر:meysamin|<font color="green"><sup>  ''' ✓ '''</sup></font>]] ‏۸ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۰۹ (UTC)