Difference between revisions 78724 and 78725 on fawikisource{{سرصفحه داستان | عنوان = شهرقصه | قسمت = | قبلی = [[درگاه:ادبیات و زبان|ادبیات و زبان]] | بعدی = | میانبر = | یادداشت = }} (contracted; show full) == پرده: صیغه طلاق == ملا: آقایان برن کنار. آقایان برن کنار. آقایان برن کنار. خب برادر، حالا تعریف بکن. چه شدست، کی می خواین صیغه طلاق جاری بکنم؟.<br /> فیل: چی چی شد؟ طلاق!.<br /> ملا: خب معلومه. من در این کار تخصص دارم. بخصوص طلاق سرکار که جای خود دارد. یک چنین صیغه پر سوز و گدازی بخوانم که همین جا بشینی او های های گریه کنی. .<br /> رمال: اوخ نگو. بنده همین الساعه داره گریه ام می گیره..<br /> ملا: باجی جان گریه نکن. ام خب حالا بفرمایید. چه مدل طلاق لازم دارین..<br /> فیل: چی جی فرمودین؟.<br /> ملا: هیچی جانم. چرا دست پاچه شدی. خب آخه طلاق چندین مدل است. می خواین طلاق رجعی بدهین یا طلاق خلعی؟ نوع اول کمی خرج داره. ولی البته دوامش خوب است. جنسشم مرغوب است. واسه سرکار استثنائا پانزده درصد تخفیفو می دیم..<br /> فیل: دست شما درد نکنه..<br /> ملا: نوع دوم که طلاق خلعی است. خیلی خاصیت دارد..<br /> عطار: واسه ی رودل خوبه؟.<br /> ملا: بی سواد احمق. تو رو می گوین عطار؟ اه.. بگذریم. نوع سوم که خودش شش مدل است. خیلی خوب و خوشگل است. .<br /> فیل: آخه من...<br /> ملا: گوش بده حرف نزن. آخ آقا. از طلاق نوع سوم چی بگم. نوع سوم دیگه محشر می کند.<br /> خراط: قربان نوع سومش.<br /> ملا: نوع سوم سه طلاقه است آقا. که دیگه بی محلل نمی شد کاری کرد.<br /> رمال: آخ نگو. جگرم می سوزه.<br /> عطار: نوع سوم خوب است.<br /> خراط: نوع سوم عالیست.<br /> ملا: آقا جان توی این شهر قشنگ، بهتر از بنده محلل دیگه پیدا نمی شد.<br /> رمال: گوش کن چی بت می گم. شما هر ثانیه، هر دقیقه یه محلل خوب بخواید. یه خبر به من بده. دیگه کاریت نباشد.<br /> ملا: برو گم شو بی سواد. خرس محلل نمی شد.ه.<br /> فیل: آقا جون. بنده اصلا نه عیالی دارم که بخوام طلاق بدم. نه اصولا اگه زن داشته باشم طلاق می دم، که بخوام براش محلل بگیرم.<br /> ملا: عجبا عجبا. حیرتا حیرتا. ا، خود من محلل شبانه روزی هستم با جواز رسمی. شماره ی هشت صد و بیست. همه جور سفارشات، در تمام ساعات، همه در اسرع وقت، طبق آخرین متد. توسط خبره ترین محللا قبول می شه.<br /> خراط: راست می گه جون شوما. خود بنده یه عیالی داشتم مث دسته ی گل که همین آقا واسم عقدش کرد. بعدشم انقده زیر پام نشست تا طلاقش دادم. دو سه روز بعد اومد واسطه شد که من و عیالمو آشتی بده. انقده گفت که مام خام شدیم. این آقام فی المجلس صیغه عقدو جاری کرد. من بدبخت دوباره شوهر زنم شدم. سر تو درد نیارم. تا حالا سی دفعه ایشون واسه من زنمو عقد کرده، دوباره طلاق داده. <br /> ملا: بعله. یادم هست. بنده یک دوره استاژ می دیدم. یه کسی لازم بود تا خود من عملا مباحث علمی را روش تمرین بکنم. فکر کردم که تو این دوره زمانه چه کسی ممکنه زن بگیره. دیدم از خر بهتر شوهر پیدا نمی شه. (خنده ی جمع) یعنی خب وقتی آدم خر نباشد، دیگه شوهر نمی شد. (خنده ی بلندتر)<br /> خراط: چه طور شد؟ نفهمیدم. پس یعنی می فرمایید بنده و زنم برای سرکار شدیم لابراتوار. بگیرم هم چی بکوبم تو مخش.<br /> فیل: نه آقا ببخشیدش. ولش کنید. <br /> رمال: صلوات بفرستید.<br /> خراط: لا اله الا الله.<br /> ملا: لا اله الا الله.<br /> [[رده:نمایشنامهها]] [[رده:نوشتارهای نیمهکاره]] All content in the above text box is licensed under the Creative Commons Attribution-ShareAlike license Version 4 and was originally sourced from https://fa.wikisource.org/w/index.php?diff=prev&oldid=78725.
![]() ![]() This site is not affiliated with or endorsed in any way by the Wikimedia Foundation or any of its affiliates. In fact, we fucking despise them.
|