Difference between revisions 78725 and 78909 on fawikisource{{سرصفحه داستان | عنوان = شهرقصه | قسمت = | قبلی = [[درگاه:ادبیات و زبان|ادبیات و زبان]] | بعدی = | میانبر = | یادداشت = }} (contracted; show full) اما راستش چی بگم. تقصیر ما که نبود. هر چی بود زیر سر چشم تو بود. یه کاره تو راه ما سبز شدی. مارو عاشق کردی. مارو مجنون کردی. مارو داغون کردی. حالیته.<br /> آخه آدم چی بگه قربونتم. حالا از ما که گذشت. بعد از این اگر شبی، نصفه شبی، به کسونی مث ما قلندر و مست و خراب تو کوچه برخوردی اون چشارو هم بزار. یا اقلا دیگه این ریختی بهش نیگا نکن. آخه من قربون هیکلت برم، اگه هر نیگاه بخواد این جوری آتیش بزنه، پس بایست تمام دنیا تا حالا سوخته باشه == پرده: پول چایی رو برسون == فیل: آخه چجوری؟ چیکار کنم؟ خر: پا میشی میری اداره، پیاده یا سواره، در میزنی، [تق تق تق] میری تو اتاق، اونقده منتظر میشی تا زیر پات علف درآد، بعد یارو یواش یواش کله شو بالا میاره بهت میگه: دفتر دار: بفرمایید فیل: من چی بگم خر: بگو که سجل ندارم فیل: بنده سجل ندارم دفتر دار: بمن چه خر: بگو که میشه بگیرم فیل: میشه که سجل بگیرم؟ دفتر دار: به توچه فیل: ایشون میگن به تو چه خر: بو با.. لازمش دارم فیل: قربون لازمش دارم دفتر دار: بمن چه - آخه میدونین سجل عکس دار میخوام - به من چه - میدونی چیه - به تو چه - سجل رو واسه کار میخوام - به من چه - میدونی که بی کاری چیه؟ - به تو چه - ده ساله من کار ندارم - بمن جه - میدونی که بی پولی چیه؟ - به تو چه - شیش ساله من پول ندارم - به من چه فیل: حالا ببینم این کار ما هیچ جوری حل نمی شه؟ دفتردار: به توچه. فیل: آخه بی سجل نمی شه. دفتردار: به من چه. فیل: آقای عزیز قربونتم. صدقه بلا گردونتم. گوش می کنی؟ دفتردار: به توچه. فیل: نوکرتم. چاکرتم. تو یک کلوم فقط بگو یه آدم فلک زده، یه بخت برگشته ای که سجل بخواد بایست چه کاری بکنه. راس راسی تکلیفش چیه؟ دفتردار: ااا... والا آقا کار شما این جوریا حل نمی شه. این جور چیزا تمبر میخواد. مهر می خواد. امضا می خواد. کاغذ می خواد. مداد می خواد. قلم می خواد. دوات می خواد. آخوند می خواد. ملا می خواد. سفارش از بالا می خواد. تعارف و سلام می خواد. آدم خوش کلام می خواد. پول می خواد. مقام می خواد... تمبر پیش ذی حسابه. مهرمونم خرابه. امضا پیش رئیسه. رئیس پیش مداده. مداد پیش دواته. دوات توی اتاقه. اتاق درش کلیده. خلاصه، چه جوری بگم فلونی. امممم... هه. خودت باید بدونی. امممم...⏎ فیل: نه والا دفتر دار: هر چیزی تدبیری داره، هر کاری آدابی داره، پول بگیری، نیاز داره، زن بگیری جهاز داره، تیاتر بری بلیط میخواد، هر دری رو اگر بخوای باز بکنی بالاخره کلید میخواد. حالیت شد؟ فیل: نه بالله دفتر دار: چقدر خنگی ماشالله، به قول معروف السون و ولسون، پول و چایی رو چکار بکن؟ فیل: چه عرض کنم دفتر دار: برسسسسون! == پرده: صیغه طلاق == ملا: آقایان برن کنار. آقایان برن کنار. آقایان برن کنار. خب برادر، حالا تعریف بکن. چه شدست، کی می خواین صیغه طلاق جاری بکنم؟.<br /> فیل: چی چی شد؟ طلاق!.<br /> ملا: خب معلومه. من در این کار تخصص دارم. بخصوص طلاق سرکار که جای خود دارد. یک چنین صیغه پر سوز و گدازی بخوانم که همین جا بشینی او های های گریه کنی..<br /> رمال: اوخ نگو. بنده همین الساعه داره گریه ام می گیره..<br /> (contracted; show full) خراط: چه طور شد؟ نفهمیدم. پس یعنی می فرمایید بنده و زنم برای سرکار شدیم لابراتوار. بگیرم هم چی بکوبم تو مخش.<br /> فیل: نه آقا ببخشیدش. ولش کنید. <br /> رمال: صلوات بفرستید.<br /> خراط: لا اله الا الله.<br /> ملا: لا اله الا الله.<br /> [[رده:نمایشنامهها]] [[رده:نوشتارهای نیمهکاره]] All content in the above text box is licensed under the Creative Commons Attribution-ShareAlike license Version 4 and was originally sourced from https://fa.wikisource.org/w/index.php?diff=prev&oldid=78909.
![]() ![]() This site is not affiliated with or endorsed in any way by the Wikimedia Foundation or any of its affiliates. In fact, we fucking despise them.
|